ای هميشه..

در خويشتن نشسته ام به نظاره ،درعصري  كه خاطره غروب ميكند ، اي هميشه ! چگونه مرا واگذارده اي هنگامي كه ترديدها منجمد ميشوند ، در همين جاده پيش رو ، سيمهاي بي كلاغ شاهدند كه چگونه تبخير ميشوم ... درختها را بشمار ! ريگها را بشمار ! سنگها را بشمار ! اسمانها را بشمار ! ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

... ، اي بي حساب !  صعود ذرات را تا جوار ظلمت تو دنبال كرده ام ،ستارگان حواشي ميدانند ، پشت ديوار بلند اين انتظار ابدي ، چشم دوخته ام به پنجره ، تا طلوع ملاقات ، .. . هسته چشمانم را پرندگان غيب خورده اند، خيالي نيست سيب نيمه دلم را نگاه داشته ام ... بيبين ! پسر بچه اي زير پنجره ايستاده است ،با سري بالا ، ودستي كه زير پيراهن دارد ،  كسي اينه در چشمانش انداخته ، اما او

همچنان به ظلمت اين اتاق خيره است ، بي سوال ، .... لااقل كاسه ابي بر سرش بريز اي عزيز !

 

 

                                                     ×××××

 

گشته ام گشته ام ، بسيار گشته ام وقتي بچه هاي خيابان شهناز در جوي هاي اب دستانشان سكه هاي سياه دو ريالي را ميجست وقتي مادرم در شبهاي ديماه بخيه به سوراخ جورابهاي مدرسه ام ميزد وقتي مادر بزرگ ارزو هاي ساده اش را در ميان قفلهاي پنجره فولاد گره ميزد وقتي پدرم در اخرين ساعات شب وقت برگشتن به خانه اخرين حلقه دود سيگارش را از سينه بيرون ميداد .. وقتي همه بهار ها ، همه پاييزها ، همه تابستانها و همه برفها بي هيچ عجله اي امدند ورفتند .. من همه جا را گشته بودم .. اي نا پيدا ! در كدام ساعت اين سالها به نوازشي از كنار من گذشته اي كه اينچنين در پي نسيم مهر تو هزار كوچه سرگشتگي را ميگردم ... اي بي وفا هنوز !

 

 

                                                  ××××××

 

...بلند اوازيم را در كجا خواهم يافت ، طنابي بفرست در اين چاه راهها بسي پوسيده اند ،  اي فرستنده قافله هاي برده جو !!!

/ 9 نظر / 5 بازدید
salomeh

سلام من اولين باريست که اينجا ميام و خيلی خوشم اومد.خوشحال ميشم بهم سربزنی.

محمود

سلام... اول از همه بايد بگم که شايد (فقط شايد) هميشه حق با مردم باشه... درسته که سياستمداران بايستی راستی و حقيقت رو جايگزين محافظه کاری و دروغ کنند... همه اينها درست... اما اخلاق هميشه جای خود را داشته و خواهد داشت... اگه بخواهيم مثل هميشه تاريخمون يه نفر رو بت کنيم و قهرمان و نجات دهنده بخونيمش و بعد که انتظاراتمون رو برآورده نکرد تف و لعنتش کنيم باز هم مثل هميشه تاريخ وضعمون همينی هست که خواهد بود...... دوران قهرمان بازی به سر اومده... نيومده؟

محمود

توی همون مقاله روزنامه شرق (نوشته محمد قوچانی) چيز ديگه ای هم بود که ننوشته بودمش... گفته بود ما از اين سياستمداران (نسبتاٌ) پاک نهاد باز هم داشتيم... مهدی بازرگان... که به ننگ و نفرين بيرونش کرديم و ديگه برنگشت... نه به ميان حکومتيان و نه به ميان مخالفينشون....... بگذريم... منم خودم واسه خاتمی جوک ساختم و مسخره کردم... اما انصاف که بدم (جدا از دروغهايی که گفت و وعده هايی که عمل نکرد) جايی برای فحش و نفرين و مرگت باد نمي مونه... کاش شعور سياسی مون بالاتر بود و همون دوم خرداد رای نميداديم و هشت سال (يه عمر) رو آتيش نميزديم..... شاد باشی آقا موسون! :)

محمود

در مورد نوشته ات..... مثل هميشه معرکه بود... نميدونم دوست نداری که خواننده داشته باشه بلاگت يا اينکه......... اما امروز خانوم بچه ها دارن برميگردن... مواظبشون باش حسابی :)

موسون

سلام بر داش موسون عزيز. آقا از موسون خونه چه خبر ؟ رفتي حاجي حاجي مكه هااااااااااااااااااااااا!!!!!!!! غلط نكنم اونجا چندتا موسون تر از ما گير اوردي كه خبر ي ازت نيست! البته زياد هم بي خبر ازت نيستم. يكي از موسون ها خبرهاي تازه اي ازت اورده بود. خوشحال شدم. انشا ا...هميشه موفق و موسون باشي

محمود

:)).. اين آقا موسون از کجا پيداش شد؟؟؟ ميبينم که جمع موسونا جمعه!! :))

داود پوراميني

سلام بر اقا موسن عزيز ! حالت چطوره ؟ چه خبر ؟ مرقومه ات را كه ديدم مشعوف شدم / بد جور ! ياد موسون خونه افتادم .. خيلي تلاش كردم برايت ايميل بزنم كه نشد پس فعلا از همين طريق به موحسنييتت ادامه بده تا ببنييم بعد چي ميشه ... اقا خيلي خوشحال شدم / موسون باشي / قربانت اقا موسون...

عباس

آقا موسون چرا ميزني منو حالا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

pejman

سلام به شما دوست عزيز ممنون از ايکه به وبلاگ ما سر زدی وبلاگ خودتم باحال اگه الاقه به تبادل لينک با ما داشتی بهم خبر بده. از شما دوستان نيز دعوت می کنم به وبلاگ فوتبالی ما سر بزنيد