خورشید نامه

بسم اله ادم , بسم اله حوا

...خسته ؟ نه ! خسته نیستم

چون سگرمه های تو ؟ نه ! بسته نیستم

تازه ! اوه! ...مثل روی تازه عروسان

ای لحظه ها روی مرا هیچ مپوشان

لخت لخت ؛ گرم گرم ؛ گرم رقص

روی خط صاف راه می روم

نشسته نیستم

برف میزنی مرا چو لبخند میزنی

حرف میزنی : نگو نگو ؛ قند می زنی

گره ؟ نه !... دلم را بند می زنی

دگر دلشکسته نیستم

شب ؛ روز ؛ صبحدم ... دگر چه فرق می کند

باز من طلوع می کنم

دوباره با بوسه ای شروع می کنم

دست و پا ؛ بسته نیستم

سجده می کنم ؛ گل می خرم ؛ به ابلیس سلام می کنم

جمع می شوم؛ پهن نه ! رشته رشته نه ! دسته دسته نیستم

باز گشته ام: کسی نبیندم!

باز کشته ام : کسی مرا نچیندم!

رسیده  رسیده رسیده نیستم

   + داود پورامینی ; ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()