خورشید نامه

!!! صلاحيت؟؟؟

مسولي را گفتند: اين مقام كه داري از چه يافتي ؟

گفت : دامان كشيده به گوشه عزلت نشسته بودم كه تلفن زنگ زد ؛ ندا كرديم كيستي؟ گفت : ملايك هستيم ؟ گفتیم : خب ! گفت : در جلسه هييت عقبي صحبت از حلقه گيسوي تو بود ؛ شير يا خط رفتيم قرعه فال به نام توي ديوانه افتاد ؛ لذا بدينوسيله اختيار جان و مال و ناموس مردم را به شما ابلاغ مي نماييم.

 

.... اين بود كه  اين بار سنگين امانت بدوش گرفتم ؛ وگرنه من همان الاغي  بودم كه هستم!

   + داود پورامینی ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٦
comment نظرات ()