خورشید نامه

محله چینی ها

این حرف جدیدی نیست .  دغدغه خیلی از روشنفکران سیاستمداران و حرافان ! همیشه استقلال بوده است .برای هیچ چیز اینقدر ما هزینه نکرده ایم اما به همان اندازه عقب گرد کرده ایم  تمام تلاشها مجاهدتها خون دل خوردنها حتی خون دادنها اخرش هیچ دست اوردی نداشته است با حرف مفت و تبلیغ و سرمقاله های بی سرو ته و شعار دادن نمی توان اثبات کرد که مستقل شده ایم ویا حتی در مسیر استقلال قدم می زنیم . ما همیشه بیشترین هزینه ها را برای مستقل بودن پرداخته ایم اما همواره در این مسیر چیزی کم داشته ایم برای همین هم اگر چیزی بدست اورده ایم مثل قمار بازی بوده ایم که در دور بعد براحتی ان را باخته ایم . شواهدش کاملا در عرصه عمومی نمایان است .
نمی خواهم مصداق بیاورم از انبوه بنجلهایی که بازار را انباشته اند و وقتی برای مایحتاجمان دنبال چیزی می گردیم خارجه کی اش را می جوییم . بلکه سوالی در ذهنم هست که چرا ما که حب وطنمان خشتکمان را دریده است بواسطه فریادهایی که در هر مناسبتی در راه دفاع از هویت و تاریخ و ملیت و قومیت و مذهبمان بر می اوریم اینقدر مرعوب غربیم ؟ نه تنها غرب که مرعوب هرچه غیر از اینجاست یعنی در همان حال که مشتهای گره کرده امان دارد توی دهن اجانب میزند اما  برای یک لحظه چون انها بودن چون انها داشتن چون انها زیستن حاضریم بمیریم .!
هر راهی که انها رفته اند شده است راه ما هر گهی که انها خورده اند شده است قوت ما  اصلا وابدا ایده ای از خود نداریم و پندارمان این است که اگر روزی ما هم مثل انها شدیم ان وقت است که ادم شده ایم  . ( صنعتشان را ببین ! اقتصادشان را ببین ! فرهنگ و هنرشان را ببین ! فلسفه و موسیقی و معماری و ...را ببین! حتی بررسی های میدانی ! من نشان می دهد که بسیاری از کارشناسان و روان شناسان و مسئولین به این نتیجه رسیده اند که مثلا یکی از دلایل  رشد طلاق در کشور عدم درست بهرمندی جن. سی زوجین است –که البته می تواند این هم باشد – و درمانش فقط و فقط! اموزش و اگاهی عمومی انواع پزویشنهای گشنی کردن به شیوه های کاملا علمی (یعنی غربی) است!!!   ) این حس را گمان نبر که فقط مردم عادی (که مثلا خارج رفتن را مطابق با عروج به اسمان هفتم می دانند) دارند  نه !... از روشنفکر و سیاستمدار و عالم ربانی همه حالا با یک اختلافی امال شان همین است .
درد اصلی ما دقیقا همین است که وقتی  استقلال را می خواهیم مثل انها می خواهیم مستقل باشیم . غافل از اینکه این تفکر تفکر مستقلی نیست  و حتی یک بار از خود نپرسیده ایم که چطور با اندیشه ای که مسقل نیست  به دنبال استقلالیم .؟! و برای همین است که همیشه مستعمره بوده هستیم و خواهیم بود . یک روز مستعمره روس و انگلیس ...ویک روز مستعمره روس و انگلیس!!!
برای استقلال باید  ایده داشت ایده ای قائم به ذات خویش وقتی ما برای مکالمه ی مفاهیمی چون ابادی ازادی پیشرفت و... از کلمات دیگران استفاده می کنیم لالیم  اگرچه بلبل زبان باشیم .

   + داود پورامینی ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()