خورشید نامه

چند کامنت

 

یک زمانی انقدر *شوخ طبع *بودم که می رفتم خیلی جدی درباره پستهایی که مردم درباره زندگیشان می نوشتند  کامنتهای فیلسوفانه می گذاشتم جهت دلداری

مثل اینها:

*زندگی ادمها ترجمه حرفهایی است که میزنند*

*رضا و تسلیم اصل زندگی است*

*وقتی خودمان هستیم کسی ما را نمیخواهد وقتی دیگری هستیم خود را دوست نداریم ...باید هیچ کس بود*

 

*ان چیزهایی ویران میشوند که ما می خواهیم*

*لغات معانی مختلفی دارند اما زنها همه انها را یک جور تلفظ و معنا میکنند*

*حرف زدن از ارزوها کار عبثی است زندگی کردن برای ان بیهوده تر*

 

...و طنز قضیه انجاست که حالا مردم دارند زندگیشان را می کنند و من فیلسوف شده ام.

   + داود پورامینی ; ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()