خورشید نامه

باید ها و بایدها مسـآله این است

...باید برم قبض تلفن و پرداخت کنم ؛ باید فردا حقوقم و دریافت کنم ؛ یادم باشه سقف موتور خونه کارگاه پرتوها رو کناف کنم ؛ باید به صورت وضعیتها رسیدگی کنم ؛ گچ کاری و سنگ کاری رو متر کشی کنم ؛ باید به چند جای دیگه هم سرکشی کنم ؛ باید برا اسباب کشی خونه رو جم کنم ؛ ات اشغالای اتاق بچه ها رو کم کنم ؛ اه ... اب کتری جوشید برم چایی دم کنم ؛ باید قرضام و بدم ؛ کمی اگه شد خوب بشم ؛ انگار که خیلی بدم ؛ باید همین حالا اپ کنم ؛ هر چی زودتر کتاب شعرم و چاپ کنم ؛ عکس ال پاچینو رو زمینه... قاب کنم ؛ باید برم زیر بارون غسل نجابت کنم ؛ اگه وقت شد کمی عبادت کنم ؛ حتما از دلم عیادت کنم ؛ باید رابطه خودم و با خدا موشکافی کنم ؛ باید تلاش کافی کنم ؛ باید حتما بهش زنگ بزنم ؛ باید توی این شب ظلمانی شهر شیپور جنگ بزنم ؛ باید خیالم و رنگ بزنم ؛ باید بالاخره برادران کاراموزف و تموم کنم ؛ اه چقدر کثیفم باید برم حموم کنم ؛ نباید وقت و حروم کنم ؛ باید سیگارو ترک کنم ... باید سیگارو ترک کنم ... باید سیگارو ترک کنم ؛ باید فکری به حال مرگ کنم ؛ باید ساعت و کوک کنم فوتبال و ببینم ؛ باید برم گل بچینم ؛ باید بدونم که تنهای تنهای تنها رو زمینم ؛ باید بگم دوسش دارم ؛ باید براش گل بیارم ؛ باید واسش شعر بکارم ؛ باید نظریه سیاسیم رو تکمیل کنم ؛ باید صبر جمیل کنم ؛ باید قال و قیل کنم ؛ باید شرع و نقد کنم ؛ باید غرب و ترد کنم ؛ باید اتیش شرق و سرد کنم ؛ باید خود سفر شم ؛ باید یه بار دیگه پدر شم ؛ نه.. باید برم ابتر شم ؛ باید اینده نگر باشم ؛ با همه خواهر و برادر باشم ؛ باید اول و اخر باشم ؛ باید همش رک باشم ؛ مهربون و جوک باشم ؛ گاهی وقتها ترک باشم ؛ سبز مثل کاهو باشم ؛ تیز مثل چاقو باشم ؛  پر از بگو مگو باشم ؛ به گردم یاهو باشم؛ فکر یه هوو باشم ؛ باید از خودم بنویسم ؛ باید از تو هم بنویسم ؛ باید از نو بنویسم ؛ باید خونه بخرم ؛ باید بی چونه بخرم ؛ باید یه دونه بخرم ؛ باید ماشین بگیرم ؛ هر چی دادین بگیرم ؛ اگر نشد بجای اون صد افرین بگیرم ؛ باید فلسفه بخونم ؛ باید مخمصه بچینم ؛ باید سفسطه بدونم ؛  باید یه دوست پیدا کنم ؛ باید اون رو نگا کنم ؛ بعدش اون رو رها کنم ؛ باید قرار بذارم ؛ وقت ناهار بذارم ؛ بعدش که یارو اومد پا به فرار بذارم ؛ باید برم به باغی ؛ رای بدم به کلاغی ؛ یه مرد ناز یاغی ؛ باید یه کم فک کنم ؛ باید خودم و چک کنم ؛ باید دلم و حک کنم ؛ باید اصلا نمیرم ؛ هزارتا زن بگیرم ؛ بعدش خواستم بمیرم ؛ باید با همه حرف بزنم ؛ زندیگیم و نف بزنم ؛ واسه خدا کف بزنم ؛ باید.....

                      خودم و به کری بزنم ؛ حرفای دری وری بزنم ؛ یه تلفن به زری بزنم .

   + داود پورامینی ; ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸٦
comment نظرات ()