خورشید نامه

مرده

 

راه میره حرف می زنه تاکسی سوار میشه گاهیم گریه می کنه حتی سیگار میکشه اما مرده ...فرقی هم نمیکنه که خودش این و قبول داشته باشه یا نه دلش واسه چیزی یا کسی تنگ شده باشه یا نه الکی به چیزی حتی بخنده بدون اونکه خنده دار باشه ... مگه کسی اگه پول خرج کنه یا از خیابون رد شه یا به حقوق ماشینهایی که نزدیکه از روش رد شن وقته سبز شدن چراغ قرمز که نمیشه گفت زنده ... میشه گفت ؟...همین دیروز دیدمش که داشت به یه تیکه سنگی که یه چهره ساده روش حجاری شده بود می گفت تو جون میدی واسه رو سنگ قبر

خیلی چیزا از خاطرش رفته خیلی چیزا از خاطرش میره بعضی وقتها حتی خوابیدن رو فراموش میکنه زل میزنه به پرده اتاق می بینه صبح شده ... شاید یکی از هین روزا اصلا یادش بره که از خواب پاشه سعی نکنین بیدارش کنین ! ...اگرم جایی توی کوچه و خیابون احیانا دیدینش و اون بروی خودش نیاورد که شما رو می شناسه تعجب نکنین دلگیر نشین ازش... اخه اوون خیلی وقته که مرده ...

بهترین کاری که می تونین براش بکنین براش یه فاتحه بخونین

   + داود پورامینی ; ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()