خورشید نامه

شب نوزدهم

چیزی به شب نمانده بود

که امدم

چیزی از نیمه عمرم نمانده است 

- شاید-

کاش امشب می رفتم

    ***

برای من در چنین شبی

بهترین هدیه

فراموش شدن است

نه فراموش کردن

    ***

به یاد کسی اگر نیستم

به یاد "کسی"هستم

در چنین شبی

مرا به یاد اورد

    ***

مرا می برد

وقتی به یادم می اورد

در شبی که هیچ کسی به یادم نمی اید

    ***

یادم باشد فردا شب

به خاطرش

لباسهای چهل و دو سالگیم را بپوشم

   + داود پورامینی ; ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()