خورشید نامه

باران

باران که میزند

بر منبر لبها حرف نعمت است

چشمها به اسمان

پاها روی خط گریزند

پستان سیاه چترها رو به اسمان

اندیشه ها به شعر غلیظی پک میزنند

.

.

.

اما سقف ها پرستش میشوند.

   + داود پورامینی ; ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٦
comment نظرات ()