خورشید نامه

خاطره بهاری

در کوچه دنبال خاطره ای بودم

در بغض سرد ساکت دیواری

از روزی که با تو قرارم بود

 نزدیک یک مغازه سمساری

ان روز تو نیامدی و اخر من

گفتم : که دیدی باز سر کاری!

قلبی کشیدم که تیر گذشت از ان

بعد هم کشیدم یک دو تا سیگاری

بعد از سه سال که امدم اینجا من

دیدم با رنگهای ملون بهاری

جای سیاه زخم خاطره ام انجا

چند تا درخت کاشته شهرداری

   + داود پورامینی ; ٤:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩
comment نظرات ()