خورشید نامه

يک مرغابی در مه

؛؛يك مرغابي در مه ؛؛

 

تا به حال به تفاوت يا تشابه كلماتي اينچنين فكر كرده ايد ؟ دار فاني را وداع گفت ، درگذشت ، به رحمت خدا رفت ، مرد ،،،و از اين قبيل ،،،فكر ميكنيد هر كدام از كلمات بالا درباره چه افرادي ، وبا چه خصوصياتي به كار ميروند ؟ و اصولا اعلاميه نويسان ايا به مواردي اينچنين چقدر اهميت ميدهند ؟ بازماندگان چه ؟ اناني كه به قصد ياداوري خاطرات ان مرحوم مغفور جنت مكان خلد اشيان با چهره اي حق به جانب تلاش ميكنند كه با استفاده از چنين الفاظي ان تازه درگذشته را تا استانه بهشت بدرقه كنند ؟

       پر واضح است كه اين مقوله نيز چون ديگر شئون زندگي سطحي، ظاهري و در اين حال پرطمطراق ما چگونه دسخوش لودگي شده است . در اين ميان اما يك چيز ظاهرا پذيرفتني است و ان اينكه در مرگ عده اي از مردم استفاده از چنين اسمايي نه محلي از اعراب دارد ونه حتي موجب احترام به ان خدا بيامرز و يا به ايجاد حزني هرچند خرد كمك ميكند ،،،، راستي چرا اينگونه است ، ايا بواسته جاويد بودن ياد و نام انان در ميان مردم ( مثل چاپلين  ) يا بدنامي انان ، ويا ،،،، مواردي ديگر از اين دست كه زياد هم اهميت ندارد .اما انچه به نظر مهم ميرسد اينست كه ما چگونه زيسته ايم ؟

؛؛ چونان دو مرغابي در اسماني ابي و فراخ ؟ يا اصلا چه فرق ميكند چونان دو مرغابي در مه!...  ها ! ماريا! ....؛؛

واينك سراينده زندگي مرغابيها ....  نميدانم چه بنويسم او يكي از همان بعضي ادمهاست ... حسين پناهي را ميگويم .....................................................................يكي از مرغابي ها پريده است .

   + داود پورامینی ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۳
comment نظرات ()