خورشید نامه

سر راهت نون بگیر

سر راهت اومدی ؛ نون بگیر

سفره مون خالیه باز

تلفن قعطه ؛ نمیشه از خدا خبر گرفت

قبض پس ماند و بده ؛ قبض اب و قبض گاز

نکنه قطع کننش دوباره باز

شارژ ارتباطمون تموم شده

جون بگیر؛ سر راهت اومدی ؛ نون بگیر

اخرین قرصام و دیشب خورده ام

اخرین غصه ام و امشب میخورم

واسه  بی خیالی مردم شهر

یک کمی جنون بگیر

سر راهت نون بگیر

لامپ حال و حولمون سوخته بازم

اگه که گیرت اومد _فکر نکنم_هفت تا کهکشون بگیر

اگه نوبت منه شام بپزم

یه کاسه ماست ؛ یک بغل ریحون بگیر

اگه نوبت توئه شام بپزی

یه سیر پنیر ؛ سر راهت نون بگیر

واسه پاک کردن سنگ توالت

دو سه تا روزنامه کیهون بگیر

دخترا نا مهربونند همگی ؛ میدونی

سر فرصت برامون ؛ زن مهربون بگیر

سریالا امسال ؛ چقده تخمی شدند

دوسیر تخمه ژاپنی ؛ برا تلویزیون بگیر

پارسالی که یادته

روزگار ؛ بر مدار ما نرفت

چند تا چسب پنچری ؛ برا چرخ گردون بگیر

خسته ام از مستاجری

اگه شد؛ یه ویلا هزار متری ؛ توی لواسون بگیر

یک جفت دستکش سفید : واسه من

یه LNB واسه ی ماهواره مش رمضون

یه بلیط رفت و برگشت به حرم واسه بی بی

یه دعای بخت واسه دختر سیاه دایی

یه کلاه گیس برای گیس گلابتون

دو تا ابرو واسه ی دخترای ابرو تتو

چند تا تاس شانس با یک بسته ادامس

واسه بچه های اینده تو...

راستی یادت نره باز

برا شبهای دراز گریه مون تا می تونی ؛ ناودون بگیر

برای لیلای تنهای دلم ؛ مجنون بگیر

سفره مون خالیه مثل همیشه

سر راهت نون بگیر

                    ***

اگه اومدی بیا نیومدی اصلا نیا

برام حتما ولی یک جا ؛ توی  قبرستون بگیر.

   + داود پورامینی ; ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ فروردین ۱۳۸٩
comment نظرات ()