خورشید نامه

نیایش3

الهی !

ارزویم نیستی

ابرویم هستی

ارزویم را ببر

 

***

الهی !

رامم نکرده ای

از ان رو که تمامم نکرده ای

 

***

الهی !

هنرت را برای من صرف کرده ای

و من با حرفهایم وقتم را تلف می کنم

 

***

الهی !

بنده ام  با تو حرف می زنم

نفهمان خیال می کنند

جفتک می زنم

 

***

الهی !

کارم بیخ پیدا کرده است

تو بیخش را بگیر

 

***

الهی !

 تارک الصلاط شده ام

با تو هم اختلاط شده ام

 

***

الهی!

 عشق از من گریخته است

محض احتیاط

 یک حوری برایم کنار بگذار

 

***

الهی از خود سیاه بودم

اینک طوسی ام!

بد جوری منتظر روبوسی ام

 

***

الهی !

فاصله پیشانی تا خاک زیاد

لب و رد کن بیاد!

 

***

الهی!

 کسی را بفرست تا لبهایم را اطو کند

تا من هم تنهایی اش را رفو کنم

 

***

الهی !

اکثر اوقات شاعری شانسی ام

اما حالا بیشتر عارفی اورژانسی ام

 

 

   + داود پورامینی ; ۱:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()