خورشید نامه

برای مرتضی نیکزاد

امده بود و مثل همه از من شعر خواست(می گفت با دوست دخترش قهر کرده ودوای اشتی می خواهد که رد خور نداشته باشد)...

دو درد بیشتر نیست:

درد بی کسی

و درد بی...

دوای درد  دوم فراوان است و

دوای اولی دلواپسی.

****

این هم دوای آشتی( اقا مرتضی)

روزگارت همه بارانی باد

چرخ بازیگرت از هلهله بچه دبستانی ها

پر شادمانی باد

و نگاه طرب انگیز بهارانه عشق

شب و روزت را ارزانی باد

 

 

   + داود پورامینی ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()