خورشید نامه

بی تو تا ازادگی

 

باز  از لب لعل تو سرودن شاید

با یاد خوشت کمی غنودن شاید

باز گوشه زلف تو گشودن شاید

با عطر تنت مست نمودن شاید

 

****

 

در خلوت غربتی نشستن عشق است

هر پنجره ای که هست بستن عشق است

از نام مبارکت نوشتن عشق است

بی هیچ ملال بعد رفتن عشق است

 

****

 

 

عشق امد و یک شبی مرا کتمان کرد

عقل امد و اززیان مرا پنهان کرد

غم امد و در دلم ترا زندان کرد

ازادگی امد و مرا درمان کرد

   + داود پورامینی ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()