خورشید نامه

دو مست

دو مست زیر شب

دو مست خالی از شعور

دو مست تیره تر ز سایه در عبور

و خیس کوچه از نگاه ماه

و تار صدای گنگ موسیقی

و چند سگ خرابه ها زباله ها

دو مست در کمای ساعت هنوز

دو یار همیشه بی قرار

و خواب

و اشک

 و گریه های بی صدای سینه سوز

و باد

ودود

...

چه خسته ایم

رسیده یا نشسته ایم

شب است یا که صبح

ستاره ها چرا روی شیشه اند؟

سرک نمی کشد غذا به میل من

صدای سیفون است این ؟

زنگ در صدا نکرد؟

چقدر عرق

چقدر هوای نا

چقدر صدا

یه عالمه سکوت بی هوا

اهای مست ها کجا ؟

...

دو مست دو مرد

من و همیشه سایه ام.

   + داود پورامینی ; ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()