خورشید نامه

جامانده ها 2

 

...

تلفنم را توی لباسشویی شسته ام/ارتباط را در خودم کشته ام / توی ذهنم هر چه می گردم نام اشنایی نیست /   دلم حتی برای سپهر هم تنگ نمی شود / هیچ وقت برای نوشتن از خورشید بهانه ای پیدا نکر ده ام / و عشق ...

خاک عالم بر سرش کنند / چونان کاغذ پاره ام / نوشته ها  روی سر رسید . روی نقشه ها . روی صورت جلسه های کارگاه . پشت گزارشهای کنترل کیفی . راه می روند/ دختران عروض بیت ها عروسی کرده اند /گرسنگی فراموشم کرده است / چرا کسی از ان سوی ابها دعایم می کند ؟ / مسخره است/ کاش کسی بود برایم چای می اورد/ کاش هوا سرد بود و زیر حرف نوازشی می خفتم / کاش دوستت دارم را فقط یک بار می شنیدم و می گفتم / حالا که نمی شود خودم را از ذهن زمین پاک کنم / / دیگر ناله نمی کنم مدام به حل این و  ان اندیشیده ام / بگذار این بار حل شوم / مثل یک مرد مسافر / در یک راه بی بازگشت/چقدر خشک است وقتی می نویسند او رفت و باز نگشت / گمشدن ترسناک ترین خاطره است / اما وقتی ترا پیدا نمی کنم / چه کنم.../ می بینی کلمات نیز می گریزند / کاش مرا بستری کنند پیش چشم تو / اگر ببینی  قیافه ام / رنج را سه بر هیچ برده ام / .... خودم را تبعید می کنم به هیچ.

 

ماتورین/ ونوزئلا/ نوامبر 2008

   + داود پورامینی ; ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()