خورشید نامه

جا مانده ها

 

نشسته ام زیر سایه مجنونی

نا اشنا با هر که می بینم

بی نصیب از هرچه تو میدانی

گذشته ام از انچه که می ماند

 

بارها نوشته ام که نمی خواهم

خودم را جهان را ترا

خدا داند

 

نه شوق سفر دارم

نه فکر حضر دارم

نه دلخوش و غمگینم

نه یار دگر دارم

نه سود و ضرر دارم

نه نیک وشرر دارم

نه رو و نه بر دارم

نه کیسه زر دارم

نه عیب و هنر دارم

 نه چیز و نه هر دارم

نه خشک  و نه تر دارم

نه شور به سر دارم

نه در تو اثر دارم

 

تنها نشسته ام اینجا زیر سایه مجنونی

از من تو چه می خواهی.

 

اینها نوشته های تاریخ گذشته ای است که جا مانده اند فعلا انها را می نویسم تا حالم سر جایش بیاید

   + داود پورامینی ; ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()